او بزرگترين نويسندهٴ دوران سلسلهٴ پالئولوگوس، يعني دو قرن اخير تاريخ بيزانس بود (1261 ـ 1453). هنگامي كه فرستادگاني در سال 1333 از دربار پاپ به قسطنطنيه وارد شدند تا مسئلهٴ امكان وحدت دو كليساي ارتدكس و كاتوليك را بررسي كنند. او نمايندهٴ بطريق بود؛ اين نقشه شكست خورد، ولي پس از رفتن فرستادگان بحث ميان ارتدكسها ادامه يافت و بيش از پيش بالا گرفت. نيكهفوروس در آغاز شديداً مخالف بارلام بود و رقابت يا دشمنيشان هرگز پايان نيافت، ولي او تدريجاً هوادار وحدت شد، در حالي كه ارباب قدرت بر ضد آن همدست ميشدند؛ بهويژه پس از رسيدن كانتاكوزنوس به قدرت در سال 1347. همچنان كه ديديم، او با هسيكاستيان مخالفت كرد، كه در حكم مخالفت با كليساي ارتدكس بود. بعدها وقتي اين كشمكشها بهصورت مبارزه ميان پالاميتيان و آكيندينيتيان از سر گرفته شد، او بيطرف ماند و در نتيجه در معرض نفرت و آزار هر دو طرف قرار گرفت. اين گرفتاريهاي فراواني را نشان ميدهد، كه موجب تيرهروزي او در اواخر عمرش شد.
مهمترين اثر او تاريخ بيزانس از سال 1204 تا 1359 است، كه آن را در
صومعهٴ سنت ساويور تأليف كرد. اين كتاب در 37 مقاله است كه 7 مقالهٴ آن مربوط
به سالهاي 1204 ـ 1320 است و 30 مقالهٴ ديگر دربارهٴ زمان خود او، 1320
ـ1359. 1 ازآنجا كه تاريخ گيورگيوس پاكيِمرِس (سيزدهم ـ 2،
مقدمه 2، 1835) در سال 1308 پايان ميپذيرد، كتاب نيكهفوروس را ميتوان ذيل آن از سال 1308 تا 1359 دانست، كه بهويژه سي سال آخر آن در خور توجه است. سبك او افلاطوني است، يا سعي ميكند چنين باشد، ولي روح آن چنين نيست، چون نيكهفوروس با تعصب مينويسد و كتابش سرشار از مباحثات كلامي است كه خود از آنها رنج فراوان برده بود.
جز اين هم نميشد باشد، چون آن مباحثات مهمترين رويدادهاي سياست داخلي و خارجي بود.
نيكهفوروس مرثيهاي براي تيودوروس متوخيتس در سال 1332 نوشت.
آثار نجومي او در درجهٴ بعدي اهميت است. او مجسطي را خوانده بود وعلاقهاي به مشاهدهٴ گرفتها و محاسبهٴ آنها داشت. دو خسوف و يك كسوف را در سال 1330 پيشگويي كرد و آنها در زمان تعيين شده اتفاق افتاد. وقوع گرفتهاي ديگري را در سالهاي 1333 و 1335 خبر داد.
علاقهاش به نجوم غالباً در تاريخ او هم هويداست (يادداشتهاي مربوط به گرفتها و غيره).
براي دفاع از نجوم از سويي در برابر تعصبات كليسا و از سوي ديگر در برابر خرافات اخترگويي سعي زيادي كرد. اشارات زيادي به اين امر در تاريخش ديده ميشود و در سال 1335 به آپروس مطران نامهاي نوشت در رد معاندين نجوم.
مطالعهٴ سونِـسيوس (پنجم ـ 1)، او را به نوشتن رسالهاي درباب اسطرلاب تشويق كرد. كه